عضو هیئت علمی و استادیار پژوهشکده حکمت و دینپژوهی
چکیده
مقاله حاضر به بررسی شاخصهای مکتب عرفانی نجف میپردازد که آیتالله ناصری اصفهانی رحمهاللهعلیه به آن تعلق خاطر داشت و با بزرگانی از این مکتب مانند آیتالله حاج سیدعبدالکریم کشمیری و آیتالله حاج سیدجمالالدین گلپایگانی مرتبط بود. مسئله مقاله پیشرو چیستیِ مکتب عرفان شیعی فقاهتی و مُقوِّمات آن است که سبب تمایز آن از دیگر مکاتب عرفانی میشود. فرضیه مقاله در پاسخ به این مسئله را میتوان چنین بیان کرد: عرفان شیعی فقاهتی بهمثابۀ یک «مکتب»، تلاش علمی و عملی برای دستیابی به ادراک ذهنی و قلبی از «وجود بینهایت خداوند» است که مبانی، مسائل، نظریهها، روش و ملاک اعتبارسنجی شهودها در آن از منابع معرفتی شیعه اثنیعشری دریافت شده باشد و احراز حجیت منابعِ آن و روش فهم ادلهاش و حجیت دستورالعملهای آن براساس روش اجتهاد فقهی جواهری است. در بدنه مقاله در توضیح مقوّمات این مکتب چنین آمده است: مکتب عرفانی شیعی فقاهتی بر چهار زیرساخت استوار شده است: 1. نظریه تجلی؛ 2. ادراک این تجلی از راه «رؤیت قلبی»؛ 3. جریان یافتن این رؤیت از طریق قلب امام معصوم و 4. تلاش برای دستیابی به این رؤیت قلبی با دستورالعملهای منطبق بر فقه جواهری. در توصیف «نظریه تجلی» آمده است: نظریه تجلی پاسخ عقلی، نقلی و شهودیِ عرفانِ شیعی به مسئله «چگونگی ربط وحدت (وجود بینهایت خداوند) با کثرت» است و بیانگر «ظهور و نمود» بودنِ مخلوقات نسبت به خالق است که مستندات نقلی آن در متن مقاله ارائه شده است. در توصیف «رؤیت قلبی» بیان شده است که مقصود «ادراک حضوری» است که به «حضور وجود بینهایت خداوند» متصل میگردد و با اصطلاح «معرفت نفس» در این ادبیات عرفانی مطرح گردیده است. در تبیین مقوّم سوم، «جریان یافتن این رؤیت از طریق قلب امام معصوم»، آمده است که امام معصوم تجلی اعظم الهی است و در مراتب تجلی، «تجافی و خلاء» راه ندارد؛ بنابراین هرگونه تجلی الهی از طریق تجلی امام معصوم جاری میشود. در توضیح مقوّم چهارم میآید که معارف و دستورالعملهای این مکتب باید با روش اجتهادی از منابع حجیتدار مبتنی بر دانش اصول فقه شیعی، حاصل شده باشد. و در نتیجهگیری نیز بیان میشود که آیه شریفۀ «الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» (بقره/165)، راهبرد تربیتیِ این مکتب عرفانی برای تحقق «رؤیت قلبی» است.