هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و رییس قطب اخلاق
چکیده
در منظومۀ اعتقادی تشیع، اعتقاد به وجود حجت حیّ الهی، نظام اخلاقی امامیه را سمتوسوی خاصی میبخشد. امام حی معصوم مظهر و تجلّی همۀ اسمای الهی است. در عرصۀ ارادۀ تکوینی، مجرای فیض الهی است و در عرصۀ ارادۀ تشریعی، خواست وی خواست خداوند و فرمان او فرمان الهی است و کلام او معبر فرمان و مُعبِّر دستور حقتعالی است. موالی صادق و منتظر راستین درواقع میزان و ترازوی درستی و نادرستی اعمال خود و خوبی و بدی نیات و مقاصد خود را رضایت حجت حی خدا میداند. سالک در مسیر صعب سلوک، عوامل و موانع راه را از هادی و مربی مطمئنی که خود انسان کامل است، سراغ میگیرد. برای رهایی از تفرّق و خطورات، وجهاللّهالاعظم را بر سویدای دل نقش میزند و برای تأمین انگیزش لازم برای طی این عقبههای کؤود از رهگذر ارتباط وجودی با امام، همّت از باطن ولیاللّهالاعظم میطلبد. موالی عاشق، سر در گرو مهر مظهر جمال الهی دارد و اخگر این مهر، ریشۀ رذائل را در وجود او میسوزاند و او را از حجب ظلمانی میرهاند. اندیشۀ آیتاللّه ناصری محلّ تلاقی دو دغدغۀ مهم تهذیب نفس و خودسازی اخلاقی از یکسو و بسط یاد و مهر مهدوی در جامعۀ منتظر از دیگر سو بودهاست. حاصل این نگرش و منش، ترسیم پیوستاری است که از ادب و اخلاق انتظار آغاز میشود و تا سلوک موالیانه امتداد مییابد. در این مقاله با روش تفسیر متن به پاسخ سؤال از مدل سلوک عرفانی در عصر غیبت بر پایۀ نظریۀ امامت میپردازیم.